گروهک تروریستی «تندر» (انجمن پادشاهی ایران)

  فیسبوک

این وبسایت با نسخه های قدیمی اینترنت اکسپلورر سازگاری ندارد، به منظور بهره مندی از تمامی امکانات لطفا از مرورگرهای جدید و مدرن فایرفاکس یا گوگل کروم استفاده نمایید

کنگره بین المللی 17000شهید ترور را درصفحات اجتماعی دنبال کنید

ورود به سایت

  • French
  • English (UK)
  • ar-aa
ثبت نام

بازخوانی جنایات گروهک تروریستی تندر                 

24 فروردین یادآور یکی از تلخ‌ترین حوادث تروریستی در تاریخ سی و چندساله انقلاب اسلامی است.

در این حادثه تروریستی عده‌ای از هموطنان شیرازی در مراسم هفتگی حسینیه رهپویان وصال در وضعیتی قتل‌عام شدند که در بدو امر و به اشتباه باعث غیرعامدانه و حادثه‌ای تلقی‌شدن انفجار توسط بعضی از مسئولان شد. هرچند از همان ابتدا دستگاه قضایی استان فارس و مسئولان قوه قضائیه حادثه را عمدی تلقی کردند و بر این ایده اصرار ورزیدند.

دیری نپایید که دست امدادی صاحب عصر(عج) بار دیگر بر رخ طمع‌ورزان به ساحت این ملت و انقلاب سیلی ادب فرود آورد و با انفجار بمب ساخته‌شده توسط عامل اصلی حادثه در هتل جهان تهران، پرده از واقعیات برافتاد و این‌چنین شد که بار دیگر شاهد تجلی عینی آیه شریفه «وَ مَکَرُو وَ مَکَرَالله وَاللهُ خَیرُالماکِرین» در برابر دیده جهانیان بودیم.

دادگاهی که در تاریخ ۲آذر۱۳۸۷ و در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران برگزار شد و پس از بررسی جنایات و اقدامت خرابکارانه آنان و دریافت دفاعیات متهمین، منجر به صدور احکام اعدام برای متهمین شد و این احکام پس از تجدیدِنظر و تأیید دیوان عالی کشور در تاریخ ۲۱فروردین1388 و در آستانه اولین سالگرد این جنایت کثیف تروریستی به اجرا در آمد.

شبکه معاند و ضدانقلاب «Your TV»  از بدو تأسیس همانند سایر شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی مشابه، با پشتیبانی سازمان‌ها و سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و سایر کشورهای غربی عملیات تبلیغی و روانی خود را به مرحله اجرا درآورد و در سطح افراطی اقدام به تضعیف باورهای دینی و انقلابی مخاطبان خود می‌کرد. به‌طور همزمان طرح جذب و هدایت مخاطبان مستعد جهت تشکیل هسته‌ها و گروه‌های تروریستی در دستور کار این گروه قرار می‌گیرد و بر این اساس فردی با نام مستعار «فرود فولادوند» با تمسک به باستان‌گرایی افراطی و نفی مسلمات و اعتقادات دینی، گروهک ملحد و محارب «انجمن پادشاهی ایران» را تشکیل داد و با استفاده از ارتباط اینترنتی اقدام به جذب عناصر داوطلب و عضوگیری از بین هموطنان داخل و خارج از کشور می کند.

 «فرود فولادوند» یا همان «فتح‌الله منوچهری» سرکرده این گروهک که قبل از انقلاب اسلامی با ساخت چند فیلم غیراخلاقی با شکست مواجه شد و هیچگاه مورد اقبال قرار نگرفت. پس از انقلاب اسلامی به جرم کلاهبرداری از یک تاجر فرش در ترکیه تحت تعقیب قرار گرفت اما متواری شد. وی در سال ۱۳۸۳ با تلویزیون تک‌نفره «Your TV» و راه‌اندازی «انجمن پادشاهی ایران» و محفلی به‌عنوان «تندر» که بازوی ترور این گروهک بود، به صحنه بازگشت. وی قول داد که تا ابتدای سال ۱۳۸۴، نظام ایران تغییر می‌کند اما سپس این مدت را یک سال تمدید کرد اما در سال 1385 ناپدید شد. دختر فولادوند گفته است که پدرش در اسرائیل به‌سر می‌برد و آن‌هایی که با فتح‌الله منوچهری آشنایند، می‌گویند که در حال خرج‌کردن پول‌هایی است که از راه توهین به اسلام، قرآن، پیامبر(ص) و دیگر مقدسات به‌دست آورده است. منوچهری در سال ۱۳۸۴ به‌وسیله واحد ضد ترور «اسکاتلندیارد» دستگیر شد اما ۴۸ ساعت بعد با وساطت سازمان موساد آزاد شد. او در شبکه تلویزیونی‌ خود با یک کلت حاضر می‌شد و مسئولان ایران را به ترور تهدید می‌کرد و از مخاطبان خود می‌خواست دست به اقدامات تروریستی بزنند. پس از متواری‌شدن فولادوند فردی به‌نام «جمشید شارمهد»، مسئولیت انجمن پادشانی را به‌عهده گرفت.

وظیفه‌ای را که آمریکایی‌ها به گروهک ریگی سپرده بودند اما آن‌ها نتوانستند انجام دهند، برعهده این گروهک و بازوی ترور آن، «تندر» گذاشته شد. این وظیفه کشاندن اقدامات تروریستی از مناطق مرزی به عمق کشور، به‌ویژه شهرهای پرجمعیت بود. بااین‌حال این گروهک توانش کمتر از آن بود که مدت زیادی به فعالیت خود ادامه دهد. اکنون سرکردگان آن آزادانه در آمریکا رفت‌وآمد می‌کنند و تحت حمایت دولت این کشور هستند.

انجمن مزبور در ادامه موفق به جذب عناصر مورد نیاز خود عمدتاً از مراکز استان‌ها و شهرهایی نظیر شیراز، تهران و رشت می‌شود و متهم معدوم «مجید.ر» عامل اصلی بمب‌گذاری ۲۴فروردین1387 حسینیه سیدالشهدای شیراز به‌عنوان مسئول «هسته عملیاتی تندر شیراز» تعیین می‌شود. متهمان، طرح‌هایی نظیر بمب‌گذاری در حوزه علمیه امامزاده شاه قیس شیراز، مسجد دانشگاه شیراز، حسینیه سیدالشهدای شیراز، سد سیوند، اتوبوس‌های حامل نیروهای سپاه و شخصیت‌های روحانی از جمله نماینده ولی فقیه در استان فارس و... را بررسی و در این راستا اقدام به جمع‌آوری اطلاعات عملیاتی لازم می‌کنند.

در ادامه با تهیه یک بمب «مایرولی» دست‌ساز توسط متهمان یادشده و دخالت مستقیم «مجید» طرح انفجار در حسینیه سیدالشهدای شیراز به‌عنوان اولین هدف تروریستی تعیین می‌شود. متهمان در تعیین اهداف خود با هدایت «جمشید» عامل خارج از کشور اهداف براندازانه حکومتی را برنامه‌ریزی می‌کنند و ملاک عمل قرار می‌دهند.

متهمان اقرار کرده‌اند که هدفشان از این عملیات تروریستی و سایر عملیات‌هایی که برنامه‌ریزی کرده بودند، براندازی حکومت اسلامی از طریق ایجاد اختلاف فرقه‌ای، تضعیف حضور مردم در صحنه‌های مذهبی، متزلزل‌کردن جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی و ایجاد هرج‌ومرج در داخل کشور بوده است.

در تاریخ ۲۴ فروردین «مجید» و «محسن»(دو متهم اصلی) با انتقال بمب تهیه‌شده به محل حسینیه سیدالشهدای شیراز، عملیات تروریستی انفجار را به اجرا در می‌آورند. در این انفجار ۱۴ تن از هموطنان ما شهید و حدود ۲۰۸ نفر زخمی می‌شوند.

دومین هدف بمب‌گذاری، خطوط انتقال نفت و مخازن نفت در بندر گناوه بود که قبل از اجرای عملیات به دستور «جمشید» عامل خارج از کشور، «محسن» و «مجید» اجرای عملیات را معلق و به‌سمت تهران حرکت می‌کنند.

در این مرحله شناسایی و انجام انفجار در مراکز حساس در تهران در دستور کار قرار می‌گیرد و مراکزی مانند حرم امام‌خمینی(ره)، نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، مدارس حوزه علمیه قم، حرم حضرت معصومه(سلام الله علیها) و مجلس شورای اسلامی شناسایی می‌شود.

متهمان متواری با هماهنگی «جمشید» ابتدا به رشت می‌روند و توسط «روزبه» که از اعضای اصلی انجمن در رشت بود و برای اجرای عملیات براندازانه مکان‌هایی نظیر کنسولگری روسیه در رشت و مصلی و حوزه علمیه این شهر را شناسایی کرده بود، در منزل یکی از بستگان «روزبه» اقامت می‌کنند و بمب «مایرولی» آماده‌شده توسط متهمان متواری با هدف اجرای عملیات‌های تروریستی در مکان‌های مزبور تحویل «روزبه» می‌شود. «روزبه» نیز یک صدا خفه‌کن کلت کمری تهیه می‌کند و به متهمان «مجید» و «محسن» تحویل می‌دهد.

در همین حین و همزمان «علی» مبلغ ده میلیون تومان از طریق مهدی به حساب متهمان متواری واریز می‌کند و مهدی برای بررسی امکان فراری‌دادن متهمان از طریق جنوب کشور و خلیج فارس و پناهنده‌شدن آن‌ها به ناوهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس به جزیره کیش سفر می‌کند. در این مدت ارتباط تلفنی متهمان به‌صورت مداوم برقرار بوده است و ضمن روحیه‌دادن به یکدیگر، اطلاعات لازم را مبادله می‌کردند. در بازگشت از رشت، «مجید» و «محسن» وارد تهران شدند و در هتل جهان تهران اقامت کردند تا نسبت به اجرای عملیات‌های تروریستی در مکان‌های شناسایی‌شده در تهران اقدام کنند.

کمتر از یک ماه پس از انفجار حسینیه رهپویان وصال شیراز، در تاریخ ۲۵اردیبهشت1387 کم‌توانی این گروه نمایان شد و نشان دادند که آمریکایی‌ها بر باد تکیه کرده‌اند. چند عضو گروهک انجمن پادشاهی که در هتل ‌جهان تهران مشغول ساخت بمب برای کارگذاری در مراکز حساس پایتخت بودند، دستگیر شدند. ماجرا از این قرار بود که آن‌ها در حال ساخت بمب در اتاق خود بوده‌اند که وقوع انفجار و آتش‌سوزی موجب لورفتن و دستگیری آن‌ها شد. بر اثر انفجار حاصل‌شده در اتاق هتل جهان تهران «مجید» دچار آتش‌سوزی و به همراه دو تن دیگر توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد و «محسن» از محل هتل متواری می‌شود و به رشت باز می‌گردد. در این مقطع محسن تمام تلاش خود را جهت خروج از کشور به‌کار می‌بندد و «مهدی»، «علی» و «علی‌اصغر» نیز از طریق ارتباط تلفنی با او همکاری می‌کنند.

«مجید» و «محسن» در تهران در دو مقطع به ترتیب مبلغ سه میلیون تومان و دویست دلار از طریق هماهنگی با «جمشید» دریافت می‌کنند. پس از شناسایی انجمن و کشف دخالت آن در انفجار حسینیه سیدالشهدای شیراز مربوط به کانون فرهنگی رهپویان وصال با تلاش درخور تقدیر سربازان گمنام امام‌زمان(عج) در وزارت اطلاعات و قضات شریف قوه قضائیه، «علی» در شیراز، «محسن» در بابلسر، «علی‌اصغر» در استهبان، «مهدی» و «روزبه» در رشت و «حیدرعلی» در فیروزآباد دستگیر شدند و با انجام تحقیقات در دادسرای رشت و شیراز و تفهیم اتهام به متهمان دستگیر شدند و صدور قرار تأمین پرونده جهت رسیدگی واحد و توامان به دادسرای عمومی و انقلاب تهران، معاونت امنیتی دادسرا ارسال و پس از تفهیم اتهام و انجام تحقیقات لازم توسط وزارت اطلاعات منتهی به صدور قرار قانونی شد.

«مجید» پس از دستگیری در ساعات اولیه روز ۲۶ اردیبهشت با استفاده از سیانور به حیات ننگین خود پایان داد.

اظهارات متهم ردیف اول «محسن» در دادگاه(۲آذر1387):

بهمن ماه سال گذشته(۱۳۸۶) از طریق «علی‌اصغر» که از دوستان دوران دبیرستانم بود، با «مجید» آشنا شدم.

پیش از آن با «علی» که از دوستان دانشگاه بود در جریان عقاید ضداسلامی انجمن قرار گرفته بودم. «مجید» هم با من صحبت کرد و برای عضویت در انجمن مرا دعوت کرد. با شست‌وشوهای مغزی و بیان اعتقادات جدید علیه نظام جمهوری اسلامی، انگیزه ما را از فعالیت در انجمن به شکلی تعیین کردند که انگار دیگران در حال خیانت به کشور هستند و ما باید ملت را نجات بدهیم. یعنی در ابتدا انگیزه‌ام این بود که به کشور خدمت کنم اما نمی‌دانستم در حال خیانت هستم.

در هسته سه‌نفری تشکیل‌شده به فرماندهی «مجید»، من نقش همکار را داشتم و برای انجام فعالیت‌های تروریستی آموزش می‌دیدم. زمانی که با «مجید» آشنا شدم به پاسارگاد رفتیم و در مقابل مقبره کوروش سجده کردیم. «مجید» محل‌های مختلف را برای انجام فعالیت‌ها شناسایی کرده بود و در مدت یک سال قبل از آشنایی ما بیست لیتر بمب مایرولی در خانه خود ساخته بود.

در ابتدای آشنایی و در جریان صحبت‌هایی که با هم داشتیم، حسینیه مربوط به کانون رهپویان وصال را به من نشان داد و گفت این کانون نیروهای اعتقادی برای انجام عملیات‌های انتحاری تربیت می‌کند و ما وظیفه داریم جلوی کار آن‌ها را بگیریم. مهم‌ترین انگیزه ما در خصوص عملیات‌های تروریستی در آستانه سفر مقام معظم رهبری به استان فارس، جلوگیری از روند استقبال مردمی از ایشان بود.

قرار گذاشتیم انفجار حدود ساعت ۹:۴۵ دقیقه شب اتفاق بیفتد. ساعت ۸ شب در پارک اطراف حسینیه قرار گذاشتیم و بعد وقتی بمب به ما رسید، قرار شد که من به حسینیه بروم و در آنجا مستقر شوم. بعد از کنترل نقشه، من داخل حسینیه رفتم و بعد از خاموش‌شدن چراغ و شروع عزاداری، به مجید گفتم چراغ‌ها خاموش شده است، بمب را بیاور. مجید هم در سرویس بهداشتی، تایمر را برای ۲۰ دقیقه بعد فعال کرد و سپس وارد جلسه شد. من بعد از چند دقیقه از حسینیه خارج شدم .

سپس طرح انفجار خطوط انتقال نفت در بندر گناوه را داشتیم که «مجید» در تماس با «جمشید» گفت برنامه عوض شده است و باید برای بمب‌گذاری در رشت به آنجا برویم.

اظهارات متهم ردیف دوم «علی‌اصغر» در دادگاه(۲آذر1387):

من خرداد سال گذشته به‌طور اتفاقی با «مجید» آشنا شدم و تحت القائات او که بیشتر از تاریخ باستان می‌گفت، قرار گرفتم. «مجید» در ساخت مواد منفجره تخصص داشت و زمانی که یک بار با او برای تست یکی از بمب‌ها به کوه‌های اطراف شیراز رفتم، از انفجار به‌شدت ترسیدم و همان‌جا متوجه شدم او اهداف پلیدی دارد.

در طرح انفجار خودروهای حامل نیروهای سپاهی و بسیجی، من «مجید» را منصرف کردم؛ زیرا اگرچه افکار ضدنظام داشتم اما نه اینکه بخواهم کسی را بکشم. «مجید» مرا به‌طور غیرمستقیم تهدید می‌کرد و چند بار گفت اگر کسی بخواهد مرا لو بدهد حتی اگر برادرم باشد او را می‌کشم.

متهمان ردیف اول، دوم و سوم این حادثه تروریستی:

«محسن اسلامیان» فرزند محمد با نام مستعار «فرمانده بهمن»

دارای سابقه کیفری در امر نگهداری اسلحه دایر بر محاربه و افساد فی‌الارض از طریق عضویت و همکاری مؤثر در گروهک محارب، عضو گروهک ملحد و ضد حکومت اسلامی انجمن پادشاهی ایران با علم و اطلاع از موضع‌ گروه و طراحی و اقدام جهت براندازی حکومت اسلامی و تهیه سلاح و مهمات و ساخت بمب در این راستا و مشارکت در انفجار تروریستی ۲۴فروردین1387 حسینیه سیدالشهدای رهپویان وصال شیراز که منجر به شهید و زخمی‌شدن ۲۲۲ نفر شد. همچنین مشارکت در طراحی انفجار در سایر نقاط کشور و ساخت بمب مایرولی در این راستا و طراحی طرح ترور مسئولین نظام.

«علی‌اصغر پشتر» فرزند کرم با نام مستعار «آراسب»، «علی» و «احمد»

دارای سابقه کیفری دایر بر محاربه و افساد فی‌الارض از طریق عضویت و همکاری مؤثر در گروهک محارب و ملحد و ضد حکومت اسلامی انجمن پادشاهی ایران با علم و اطلاع از موضع گروه و مشارکت در طراحی و اقدام برای براندازی حکومت اسلامی از طریق مشارکت در تهیه مهمات و ساخت بمب به‌کاررفته در انفجار تروریستی ۲۴فروردین1387 حسینیه سیدالشهدای شیراز و مشارکت در طراحی انفجار در سایر نقاط کشور و ساخت بمب مایرولی در این راستا و طراحی طرح ترور مسئولین نظام.

«روزبه یحیی‌زاده» فرزند مجید با نام مستعار «روزبهان» و «صادق افراسیابی»

دارای سابقه کیفری دایر بر محاربه و افساد فی‌الارض از طریق عضویت و همکاری مؤثر در گروهک محارب و ملحد و ضد حکومت اسلامی انجمن پادشاهی ایران با علم و اطلاع از موضع گروه مزبور و طراحی و اقدام جهت براندازی حکومت اسلامی از طریق مشارکت در تهیه بمب جهت کار‌گذاری در مراکز شناسایی‌شده در رشت و تهیه وسایل کار و امکانات مالی مؤثر در این راستا و طراحی ترور استاندار رشت و اعتیاد به مواد مخدر.

«محمدرضا علی زمانی» یکی دیگر از اعضای انجمن پادشاهی که در 8بهمن۱۳۸۸ اعدام شد، در اعترافات خود که در دادگاه بیان کرد، گفت: «ما وارد کشور عراق شدیم و در نخستین ارتباطمان در شهر اربیل که محل استقرار نیروهای آمریکایی و سرویس اطلاعاتی ‌آمریکا بود، ارتباط ما برقرار شد.» او در بخش دیگری گفت: «سی‌دی که در ایران تولید شده بود را در اختیار آنان قرار می‌دادیم. ما در آنجا با شخصی به‌نام «فرانک» که مدیر سرویس اطلاعاتی آمریکا در آن پایگاه بود، ارتباط برقرار کردیم و آن‌ها با اسکان ما در هتل سومای اربیل، مقداری پول و یک خط موبایل ویژه در اختیار من قرار دادند تا در صورت بروز مشکلات امنیتی در شمال عراق با «فرانک» ارتباط برقرار کنم.» این فرد که در بمب‌گذاری حسینیه رهپویان شیراز نقش داشته است، اعتراف کرد که «دردانه فولادوند» خواهر «فرود فولادوند» او را به‌فردی به‌نام «جمشید» که در لس‌آنجلس زندگی می‌کند، وصل کرده و «جمشید» به او گفته است که در جریان دیدارشان با آمریکایی‌ها قرار دارد. همچنین علی زمانی اعتراف کرد که بعدا با «ایمانوئل عافار» که در آمریکا و اسرائیل اقامت دارد، آشنا می‌شود و پل آشنایی هم «جمشید» بوده است. او به تحویل‌دادن عکس‌ها و تصاویری از ایران به آمریکایی‌ها اعتراف کرد و گفت که آمریکایی‌ها ما را تشویق می‌کردند که اخبار بیشتری جمع‌آوری کنیم. وی به دیدار با تیم جدید سرویس اطلاعاتی آمریکا در «دهوک» عراق و ارتباط با شخصی به‌نام «مایکل» اعتراف کرد و گفت که آن‌ها قصد انجام اقداماتی در ایران بود و به همین دلیل آموزش‌هایی به اعضای انجمن پادشاهی دادند. علی زمانی گفت که نهایتا برنامه بمب‌گذاری‌ها را روی میز گذاشتند تا آسیب جدی به جمهوری اسلامی وارد کنند.

این گروهک تلاش‌های زیادی برای ترور انجام داده است که یکی از آن‌ها تلاش برای انفجار در داخل حرم امام‌خمینی(ره) بود. فردی به‌نام «بیژن عباسی» روز ۳۰خرداد۱۳۸۸ هنگام ورود به حرم امام‌خمینی(ره) بمب همراه خود را منفجر کرد که خودش کشته شد و هشت زائر زخمی شدند. او قصد داشت بمب خود را درون محوطه حرم منفجر کند اما چون لو رفته بود انفجار را در کفشداری انجام داد. این گروهک به‌دنبال عملیات تروریستی شیمیایی و میکروبی در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و عملیات تروریستی در کنسولگری روسیه در رشت نیز بود اما موفقیتی به‌دست نیاورد. همچنین به‌دنبال انفجار مخازن و خطوط انتقال نفت در بندر گناوه بودند که موفق نشدند. بمب‌گذاری در حرم حضرت معصومه(س) و مجلس شورای اسلامی هم از دیگر اهداف نافرجام گروهک انجمن پادشاهی و بازوی ترور آن بود.

انفجار در مقابل منزل امام جمعه نهاوند در ۲۴دی۱۳۸۸ از دیگر اقدامات تروریستی انجمن پادشاهی است.

درحال‌حاضر «دردانه منوچهری» که در لندن اقامت دارد و آزادانه به آمریکا سفر می‌کند، یکی از لیدرهای گروهک تندر است. همچنین «جمشید شارمهد»، «ایمانوئل عافار» و «رزیتا منطقی» که دیگر همکاران منوچهری هستند نیز آزادانه در آمریکا زندگی می‌کنند و به جمع‌آوری منابع مالی مشغولند. در واقع گروهک تروریستی انجمن پادشاهی (تندر) تحت حمایت دولت آمریکا بوده است و همچنان در پی فعالیت علیه ملت و نظام ایران هستند.

اگر اعترافات علی زمانی را هم کنار بگذاریم، بمب‌گذاری‌های متعدد که آمریکایی‌ها از آن‌ها حمایت کرده‌اند و زندگی آزادانه عاملین اصلی این جنایات در آمریکا، نشانه آشکار حمایت دولت آمریکا از تروریسم است.

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین مطالب

شهدا را همراهی کنید!

 

پربازدیدترین مطالب